شناسه خبر :   242      شنبه 12 فروردين 1396 - 13:36
گفت و گوي خواندني الف پرس با حمید آزموده, شهردار بهشهر

✔️  شهرداری يك سازمان عريض و طويل است و بیش از پانصد وظيفه به شهرداري ها محول شده است
✔️  در موضوع تامین اعتبارات، اعضاى محترم شورا و بنده ، همه بايد مراجعات بيشترى نسبت به نهادهای بالا دستي ميداشتيم،
✔️  کسانی که برای بار نخست خود را کاندیدای شورای شهر  عمدتا شناخت مناسب و درستی از مدیریت شهری ندارند.
✔️  احساسی که در من از خروجی دوره چهارم شورا وجود داشت هیچ وقت محقق نشد.   
✔️  بسيارى از اين موفقيتها و پیشرفت پروژه تعریض خیابان امام،  مربوط به دوره دوم شوراست
✔️  براى تخليه ساختمان شهردارى بارها به شرط تصویب موزه اعلام آمادگى كرده ایم
✔️ برای پارکینگ موقت در زمین های بلااستفاده، حاضريم هزينه ایجاد با شهرداری و عوايدش برای مالکین باشد و در ساخت و ساز آینده هم كمكشان خواهيم كرد.
✔️  پروژه سالار تپه از ابتدای امسال وارد فاز  اجرايى خواهد شد.

سی سال سابقه خدمت در مجموعه خدمات شهری که زمان قابل توجهی از آن هم در ارکان سرپرستی و مدیریتی آن سپری شده است, از او یک مهره با تجربه ساخته است هر چند در نگاه اول جوان تر از این به نظر می رسد که چنین کوله باری داشته باشد.

از خانواده ای معمول و به قول خودش پایین و نیز از قشر معظم ایثارگر است.

به ادبیات کلامی تسلط خاصی دارد و برای همین در تنظیم مصاحبه کمتر می توانی از جملاتش صرف نظر کنی.

درد دل هایش کم نیست اما سعی می کند در حالی که کمتر به آنها می پردازد, با استفاده از همان دارایی ادبیات اش, در توضیح همان اندک ها رعایت احترام کرده باشد.

 

مصاحبه نوروزی الف پرس را با حمید آزموده, شهردار بهشهر بخوانید :

بنام خدا, ضمن عرض سلام خدمت شما و تبریک سال نو  از اینکه وقتی برای ما در نظر گرفتید ممنون هستیم  خواهش می کنم قبل از اینکه  طرح سوالی داشته باشیم یک معرفی از خودتان برای مخاطبین ما داشته باشید.

ضمن آرزوی توفیق روز افزون برای همه اصحاب رسانه و مطبوعات به ویژه هفته نامه پیام کشاورز و پایگاه خبری تحلیلی الف پرس،  ان شاء الله در رسالتی که محول است، به خصوص در رشد و اعتلای فرهنگی شهر، موفق باشید و در عین حال کمک حال ما در همین خصوص.

حمیدرضا آزموده هستم متولد بهشهر و در منطقه هفده شهریور از خانواده بسیار پایین, پدر مرحوم ام یک مغازه دار ساده بود. سه برادر داشتم که بزرگترین آن ها متولد۱۳۴۴ بود و اتفاقا در سال ۶۲ با هم در منطقه جنگی بودیم, من در گردان پیاده و ایشان دیده بان و در عملیات والفجر ۶ هم به شهادت رسیدند. دو برادر کوچکتر از من هم پاسدار بودند و در این میان فقط بنده  و آن هم به صورت خیلی اتفاقی در شهرداری وارد شدم.

کامل تر اینکه یکی از خادمین کوچک در مدیریت شهری هستم که در سال ۱۳۶۴ و در حالی که ۱۸سال داشتم کار خود را آغاز و اکنون حدود سی سال و چند ماه است که مشغول خدمت در شهرداری هستم.

تقریبا از سال۱۳۷۸ در سمت های مختلف شهردار, معاونت و سرپرست انجام وظیفه نمودم، اما با این حال هنوز هم نیاز به تجربه دارم و تا تامین نظر مخاطبین فاصله زیادی دارم.

در طی این سال ها دوره های مختلف آموزشی را در وزارت کشور, استانداری و سازمان شهرداری ها گذراندم و خلاصه اینکه خودم را از بطن مجموعه شهرداری می دانم.

 

جناب آزموده هنگامی که در آخرین دوره یعنی چند سال پیش به عنوان شهردار منصوب شدید یک احساس خوبی در دل شهروندان شکل گرفت آن هم بدلیل سوابق مدیریتی که در مقاطع مختلف در شهرداری داشتید و هم اینکه یک بهشهری بودید  چرا که دو موضوع سوابق مرتبط، به علاوه بومی بودن در پست شهردار سال ها وجود نداشت, بنظر شما آیا آن احساس خوشایند روزهای نخست انتخاب شما هنوز هم برای مخاطبین شما وجود دارد؟

بطور حتم نه, این پاسخ کاملا روشن است, طبعا مردم کار تیمی را می بینند, می توانم ادعا کنم آن احساسی که در من از خروجی دوره چهارم شورا وجود داشت هیچ وقت محقق نشد.

احساس و انتظار من یک همدلی و همراهی گروهی بود در عین حال پشتیبانی و حمایت که متاسفانه نه تنها شکل نگرفت بلکه از همان روزهای اول خدمت بنده در این دوره چهارم, مواردی پیش آمد که بنده را به حاشیه کشاندند. البته نمی توانم خیلی توضیح دهم ولی کافیست که برای نمونه سری به سایت ها بزنید به طور مثال یک مورد بحث خودرو بود که جنجال زیادی به پا کرد.

انصافا هنوز مهر حکم بنده در سمت شهردار خشک نشده بود که کاملا مرا به حاشیه بردند و این ها مسائلی بود که بازخوردهای تاسف باری برای مردم داشت.

همین حالا می توانم ادعا کنم که به کمک همکارانم در شهرداری, ظرف دو سال اخیر که به دلیل شرایط دشوار اقتصادی حاکم بر جامعه و کاهش درآمدها و در نتیجه کمبود نقدینگی جدی و شدید در شهرداری, نه تنها در مسایل عمرانی افول نداشتیم بلکه در موارد مختلفی مثل آبروها, آسفالت و خیلی از موارد دیگر که در بیلان و عملکرد شهرداری منعکس است ارتقا هم داشتیم ولی تحت الشعاع مسایل حاشیه ای قرار گرفت که از بیرون به سیستم تزریق می شد و هنوزر هم می شود و این ها در ذهن عامه مردم ناخودآگاه نشست.

شاید قشر معدودی به دنبال تحقیق و یافتن درستی موضوع باشند ولی در حالت کلی همان موج منفی که ناشی از همین مسایل حاشیه ای داخلی بود بر آن ذهن اولیه مردم تاثیر گذاشت. به طور حتم اگر به جای این حواشی, اتحاد, همدلی, همراهی و پشتیبانی وجود داشت, خروجی کار خیلی بهتر بود البته این که همه ما نقص داریم شکی در آن نیست ولی می توانیم آن را با همدلی پوشش دهیم.

هر چند که در این چند سال خیلی کم خدمت بزرگواران در جلسات شورا رسیدم اما در همین معدود جلسات مشترک بارها خدمت ایشان عرض کردم که مثال اعضای شورا,  شهردار و کارکنان شهرداری همانند سرنشینان یک کشتی است که اگر با سرعت مناسب و امنیت لازم به مقصد برسد نتیجه خوبی را بدنبال خواهد داشت ولی اگر کوچکترین نقص یا سوراخی در آن اتفاق بیفتد همه ما تهدید خواهیم شد. این طور نیست که مردم حساب شهردار را از اعضای شورا تفکیک کنند. بنابراین مسایل حاشیه ای باعث تخریب شدیدی شد, هر چند که بازخورد شخصی اینجانب از مردم به واسطه لطف و محبتی که نسبت به بنده دارند تا کنون منفی نبوده است و امروز که در خدمت شما هستم این توفیق را داشتیم که کلیه حق و حقوق کارکنان مجموعه را در سال ۹۵پرداخت کنیم و نیز تلاش کردیم نسبت به پیمانکاران هم زیاد مدیون نباشیم در حالیکه در ۱۰ استان کشور بسیاری از شهرداری ها دچار مشکل مالی شده و نسبت به پرداختی های خود نتوانسته اند ادای دین کنند اما با این حال ادعا می کنم که می توانستیم بسیار بهتر از این هستیم باشیم و خدمت کنیم چرا که بهشهر با زیرساخت های بسیار مناسب و توانایی های بسیار بالاست و اگر کار تیمی که هدف بنده در روزهای نخست بود محقق می شد به طور حتم الان خروجی بسیار مطلوب تری داشتیم.

 

به نظر شما مشکل کجاست؟ مردم در انتخاب شان نسبت به اعضای شورا  اشتباه می کنند؟ جایگاه و سمت, افراد منتخب مردم را دچار وهم  و حاشیه می کند؟  و یا عدم درک متقابل مسؤولین کار را به اینجایی می رساند که شما می فرمایید؟

صادقانه خدمت تان عرض کنم, کسانی که برای بار نخست خود را کاندیدای شورای شهر می کنند عمدتا شناخت مناسب و درستی از مدیریت شهری ندارند. همین حالا تعدادی از بزرگواران که قصد ورود به این حوزه را برای بار نخست دارند به بنده مراجعه می کنند و مشورت می خواهند که همیشه یک جمله را به ایشان گفته ام که آنچه در نگاه کاندیداها از مدیریت شهری وجود دارد ناشی از شنیده ها و دیده های بیرون از سیستم است و بطور حتم با ورود به سیستم نگاه شان تغییر خواهد کرد چون به محض ورود به سیستم با تفاوت های عمیق آن نگاه بیرون و موارد نا آشنا و جدید داخل مواجه خواهند شد و به این نتیجه می رسند که برای این عرصه آماده نشده بودند و راهکاری نداشتند, خیلی از دوستان شاید هنوز به اصل مشکلات شهری واقف نیستند, خیلی ها خود را در حال حاضر شورای شهر نمی دانند بلکه شورای شهرداری می دانند. حال اینکه شورای شهر جایگاه والاتری دارد و از همه مهم تر همان اتفاق و همدلی است که باید به آن رسید که کمتر شکل گرفته یا در خیلی از موارد اتفاق نیفتاده است.

بنده در همه ادوار شوراهایی که خدمت شان بوده ام نسبت به یکایک ایشان ادای احترام دارم, افرادی محترم, تحصیلکرده, مجرب, متخصص اما شاید در یک محیط تیمی نتوانند ذهن خود را متمرکز بر یک محور و هدف مشترک کنند, با اینکه هدف همه شان خدمت است اما به هر دلیلی نتواستند برآیند زحمات خود را به سمت هدف اصلی سوق دهند تا نتیجه لازم را اخذ کنند.

 

جناب شهردار؛ با همه این چالش هایی که به آن اشاره داشتید چه برنامه های ویژه و چه آرزوهایی برای بهشهر داشتید که به آن نرسیدید و محقق نشد؟

راستش من در ذهنم این بود که دوره آخر خدمتم مصادف شود با ثمر رسیدن پروژه هایی که آرزوی بسیاری از مردم بهشهر شده است.

و براى همين پروژه تعریض خیابان امام، در اولين جلسات شوراي چهارم جزو اولين دستورهاى كارى بود كه با سياست و تشويق مالكين نه از طريق اعمال قانون مجاب كننده(ماده و آیین نامه و دستورالعمل ها)، به هر حال در اين راستا دوست داشتيم بستري فراهم شود تا مردم مشاركت بيشترى داشته باشند و استقبال كنند تا اين پروژه شصت ساله به ثمر برسد، اما در همان ابتداى كار به مشكل خورديم، اختلافات سليقه اى، سو تفاهم هاى سرمايه گذاران، جايگاه هاى نظارتى كه واقعا اين مسير را به چالش كشيد. هر چند، چند فاز تعريض انجام شد و بسيارى از اين موفقيتها مربوط به دوره دوم شوراست كه اتفاقا در آن زمان هم شهردار بودم اما در دوره چهارم بنا به دلايلى كه گفتم، اين مسير ادامه نيافت، يعني در حقيقت نتوانستيم آن تفاهم را با مالكين پيدا كنيم و آن هم به دليل عدم تفاهم داخلى، به هر حال اميدواريم در آينده همه موارد و موانع مرتفع شود، تا نتايج بهترى حاصل شود،

دوم آرزوى ما اين بود كه بستر سرمايه گذارى را براى بهشهر باز كنيم، اين يك اتفاق نظر است در بين مديران شهرى كه شهر پتانسيل ها و ظرفيت هاى بسيار بالايى را در صنعت توريسم دارد، چه به لحاظ توپوگرافى و چه به لحاظ جنگل و دريا

و قطعا از غرب استان در اين زمينه جلوتريم، چون آنها فقط طبيعت را دارند اما ما به علاوه آن يك تاريخ غنى داريم كه ميتوانيم آن را عرضه كنيم، در حقيقت ما در اين زمينه يك اصفهان كوچك هستيم،كه قصد داشتيم آن اعتماد و امنيت را براى جذب سرمايه گذارى ايجاد كنيم،كه البته به اين هدف هم نرسيديم كه شايد مانع تراشى ها در بعضى موارد باعث سلب اعتماد سرمايه گذارى ميشد و گاهى هم عدم همراهى و همراستايى ادارات و نهادها، به طور مثال هر سال اعلام كرديم كه در تعطيلات نوروزى آثار تاريخى را در اختيار ما بگذاريد، تا وقتى گردشگر طبق نقشه در دست خود مثلا به ساختمان چشمه عمارت مراجعه ميكند با درب بسته مواجه نشود، حتى براى تخليه همين ساختمان شهردارى بارها إعلام آمادگى كرده ام و گفته ام شما فقط موزه را تصويب كنيد، من حاضرم به مستاجرى بروم در حقيقت نتوانستيم ميراثى را كه از پانصد سال پيش در اختيار ما قرار دارد را بستر سازى كنيم و زمينه هاى استفاده از آن را براى همشهريان و گردشگر فراهم كنيم، و اعتقادم در اين موضوع راسخ است كه توسعه شهرى با ظرفيتهايى كه داريم با توسعه گردشگرى امكان پذير است،البته الان روى پروژه سالار تپه بستر سازى لازم انجام شده

و فكر ميكنم از ابتداى سال ٩٦ بتوانيم عمليات اجرايى آن را آغار كنيم.

 

ماحصل بيانات شما يعنى اينكه در اين زمينه به خصوص، ميراث  همكارى لازم را نداشت؟

اصلا نميگويم ميراث همكارى نداشت، آنها همه همكارى خود را داشتند، اما قوانينى دارند و خط قرمزهايى دارند كه گذر از آن زمان بر است و مطلب بعدى اين است ميراث ما بيشتر به حفظ آن انديشه شده تا تبديل آن جهت استفاده و بهره بردارى گردشگر، و البته مبحث زمان كه روى آن تاكيد داشتيم، به هر حال آقای بزرگ نيا همكارى لازم را داشتند اما انديشه ما اين بود كه مردم زودتر نتيجه كار را لمس كنند، ابتدا از خودمان هم شروع كرديم، براى انتقال به ساختمان شماره دو و تخليه كامل اين مكان آمادگى براى تبديل موزه ساختمان چيت سازى و حتى خروج به محوطه شهر و انتقال به ساختمان ميلاد نور كه به هر حال كافى است شرايط مهيا شود.

 

يكى از مشكلاتى كه سيستم ادارى و سازمانى جامعه ما به شدت درگير  آن شده و قابل كتمان هم نيست، بحث فساد سيستمى است كه متاسفانه حتى در مورد كارشناس يك اداره هم جدى شده، به نظر شما مشكل اصلى از كجاست؟ از عدم سلامت كارشناس؟ حقوق و مزاياى پايين كارشناس نسبت به تورم جامعه؟ نقص قوانين و كاستى هاى ادارى؟ عدم سلامت مخاطبين؟ عدم نظارت صحيح؟

سوال خوبى را مطرح كرديد، من همه موارد را دليل ميدانم، ببينيد شهرداري ها يك سازمان مردم نهاد و قديمى هستند كه بعضى از اين قوانين ما به سال ١٣٣٢ و يا١٣٤٥ برميگردد، كه به روز نشده است، ضمن اينكه دايره اختيارات شهردارى بسيار زياد است به نوعى يك سازمان عريض و طويل است چون بالاى پانصد وظيفه به شهرداري محول شده است و ارتباط آن با بسيارى از سازمانها برقرار است، پاره اى از اين مشكل برميگردد به عدم آگاهى كافى مردم، هنوز بعضى از مردم گمان ميكنند ما ماليات را ميگيريم، از طرفى سالهاست كه سعي كرده براى شهرداري ها درآمد پايدار تعريف كنند كه نكرده اند، بنابراين شهردارى ها براى ارتزاق و خودكفايي خود دست و پا ميزنند، از طرفى دانشگاهى براى شهردارى وجود ندارد، حال اينكه پنجاه سال پيش نياز آموزش در حوزه مديريت خدمات شهرى از سوى آقاى پورنگ بهرامى اعلام شده است،نيروهاى جديد گاها آموزش لازم را نديده اند و در يكى از اصلى ترين موارد يعنى تكريم ارباب رجوع به آموزش احتياج دارند.

و نسل سوم شهردارى به مراتب بيشتر بيشتر دچار مشكل است و بحث بعدى تعامل است، به نحوي كه شهردارى ها تقريبا در حال تبديل به يك كارپرداز شهرى شده اند، با اين توضيح هر جاى شهر به مشكل خاصى بر ميخورد، يا كارى بر زمين ميماند، از شهردارى طلب رفع و رجوع آن ميشود كه شايد حتى در راستاى وظايف ما تعريف نشده باشد، حتى امورى كه مثلا چهار متولى دارد اما باز هم از شهردارى جهت حل آن كمك خواسته ميشود، مسايل كمكهاى خيريه، مناسبتها، ورزشهاى همگانى به نوعى به شهردارى محول ميشود،كه همه اين ها دليل مشخصى براى به روز شدن قوانين شهرداريهاست، عملا قوانين هشتاد سال پيش شهردارى ها با نيازهاى امروز شهرى مطابق نيست، به طور مثال ما از اتوماسيون در حد بأنك ها بسيار عقب هستيم، حال اينكه شهردارى ها بايد وحدت رويه داشته باشند،و اين چالش بزرگى در اين موضوع است، اختلاف رويه ها در شهرداري ها براساس نيازهاى جديد آن اتفاق مى افتد، حال اينكه همه اين نيازها كه شهردارى را در آن وارد ميكنند، اعم از بحث اعتياد،كارتن خوابى، دختر فرارى و.....كه براى موفقيت در اين نيازهاى جديد عوامل آموزش، تجهيز و تصويب قوانين جديد مورد نياز است، و چون اين سه عامل براساس نيازهاى جديد اتفاق نيفتاده، عملا چالشهايى در انتظار آن است كه منجر به همان فساد سيستمى ميگردد.

 

يكى از عواملى كه وجود آن عملكرد شهردارى را تقويت ميكند و عدم وجود آن نتيجه منفى براى آن خواهد داشت، بحث بودجه كافى براى انجام پروژه هاست، چه عواملى در جذب بودجه براى شهردارى موثر است، مثلا نقش شورا در آن چيست؟ و يا شهردار در چه سطحى در آن تاثير گذار است؟

سوال بسيار جالبى را مطرح كرديد، دست روى نقطه اى گذاشتيد كه مشكل و دغدغه اصلى كل شهردارى ها است، طبق تحقيقات انجام شده در كل دنيا بودجه شهرداري ها از دو منبع تأمين ميشود، نيمى از آن دولت و نيمى از آن منابع و درآمدهاى محلى، خب با شروع جنگ و شرايط آن دولت وقت تصميم گرفت كه شهردارى ها خودكفا شوند با اين قول كه بعدها اين موضوع حل شود و به حالت عادى بازگردد، الان شايد فقط ٣٠ درصد از آن منابع در برنامه دولت قرار دارد، حال شايد همان ٣٠ درصد هم به طور كامل پرداخت نشود، حتى در حسابرسي حق يك شهر آن اتفاق درست نيفتد، جالبتر اينكه بيشتر مطالبات ما در بخش حقوقى از نهادهاى دولتى است، بسيارى از آنها كه در ماده ١٠٠ فاقد پروانه هستند، و توان پرداخت آن ارقام نجومي را ندارند

از سويى از زمان ورود شوراها و با توجه به سياست ايشان براى كمتر فشار آمدن به مردم، در اين بخش هم چندان موفق نبوديم تا مطالباتمان را دريافت كنيم، مثل عوارض محلى، بنابراين بيشتر درآمدها به سمت قانون فروشى ميرود، در آمد ناشئ از تراكم، تغيير كاربرى، ماده ١٠٠ و مواردى از اين دست، و جا دارد كه شورا در حوزه مردمى و نه البته قشر ضعيف بلكه در مورد قشر برخوردار نسبت به اين موضوع ورود كنند، البته به نظر من بهترين روش درآمد براى شهردارى در اين بخش، تشويق به مشاركت و سرمايه گذارى مردمى است، پروژه هاى مشاركتى مثل خدمات رفاهى شهرى يا در شهرى مثل بهشهر با توجه به ظرفيتهاى آن از سوى أفراد برخوردار اقدام شود، و در نهايت اينكه انشالله دولت هم بتواند قول خود را در ايجاد در آمد پايدار براى شهرداري ها به عمل برساند.

 

همه اين موارد به كنار بگذاريم نقش و تأثير گذارى شورا در جذب اعتبارات چقدر است؟ اينكه ميگويند شهردارى مثل رستمكلا در جذب بودجه موفق تَر از بهشهر عمل كرده صحت دارد؟

اينكه يكي از وظايف شورا پيگيرى حق مردم است كه حالا بايد از مقاطع استان و كشور انجام گردد صحيح است، و بايد در حد استحقاق شهر انجام پذيرد اين بخشى از قضيه است و از طرفى با توجه به اجراى پروژه سنگينى مثل كمپوست كه يك مشكل جدي در ٣ استان شمالى كشور است،  با توجه به انشايى كه مشق كرديم انتظار داشتيم مثل يك شاگرد خوب كه درس ميخواند نمره و تشويق خوب داشته باشيم، كه اين اتفاق از بالادست تا به حال در حد و اندازه آن شكل نگرفت يا در بحث دو حادثه سيل خسارت سنگينى ديديم و اقدامات محلى را انجام داديم، البته از مديران استاندارى در بخشهاى عمرانى و ديگر تشكر و تقدير لازم را داريم، چون كمك شد اما انتظار داشتيم كه استمرار داشته باشد، حال آنكه اين پروژه ها هنوز به اتمام نرسيده، چرا كه سيل قطعا زمانى مهار شده است كه اين خطر را به دشت منتقل كنيم و اين نيازمند همان استمرار است، كارهاي خوبي در شهرستان و استان انجام شد، اما بايد بگوييم ما در مسئله بحران كمي دچار بي مهرى شديم، در بخش اعتبارات و تملكات و دارايى، طبق اسناد و مدارك در حد جايگاه شهر بهره مند نشديم.

به نظرم ميرسد كه مسولين و مديران محترم شهرى، اعضاى محترم شورا و بنده ، همه بايد مراجعات بيشترى نسبت به بالا دستي ميداشتيم، و از همه ابزارمان هم كه كم نيستند، انسانهاى فرهيخته و بزرگى كه در كشور صاحب منصب هم هستند استفاده نكرديم، ان شاء الله در آينده و با كمك و هميارى بتوانيم حق بهشهر را كه كم هم نيست، از طريق مجارى مختلف جذب كنيم.

 

نظرتان در مورد اعتبارات شهردارى پركارى مثل ساري چيست؟

حتى اگر بخواهيم جمعيت را در نظر بگيريم كه سارى ٣١٠ و بهشهر ١٥٠ هزار نَفَر، برويد و طبق اسناد ارقام نجومى بسيار با فاصله اى كه شهردارى سارى جذب كرده است را ببينيد، به طور حتم از اين همه فاصله متعجب خواهيد شد.

 

بين شما و فرماندار به عنوان اركان مديريت شهرى، روابط چگونه است؟

شكر خدا روابط خوبى داريم، و هر جا لازم باشد در خدمت شان هستيم، تا كنون هم چالش خاصي نداشتيم.

 

در بحث پاركينگ چه پيگيرى اى شده؟

به طور حتم مشكل جدي ترافيك به ويژه در قسمت بازار روز تا ساختمان تجارى لاله با توجه به تمركز بازار و مراكز درماني بايد تدبيرى براى آن انجام شود، بله_پروژه پاركينگ هفت طبقه مقابل بانك ملى را داريم، كه سفت كارى طبقه اول آن به اتمام رسيده و البته زمين هم قرار است به همين پاركينگ الحاق شود و اين پروژه در حال اجراست.

لازم به ذكر است كه عنوان كنم كه دو طبقه پاساژ ميلاد نور هم پاركينگ خواهد بود، به علاوه زمين پشت مسجد نصير خان كه خريدارى شده به همين منظور و قرار است تا سه طبقه افزايش يابد، در برنامه بعدى هم پاركينگ كنار پاساژ المهدي است كه قرار است با توافقات انجام شده با اوقاف به سه طبقه افزايش يابد، پيش بيني ام اين است كه با انجام اين پروژه ها در طي سه سال آينده مشكل پاركينگ در شهر مرتفع خواهد شد، در همين راستا  اين پيام را هم به كل شهروندان گرامى ميدهم،  كه اگر كسي زميني يا باغ غيرقابل استفاده اي دارد وفعلا بحث احداث  ندارد، حاضريم با هزينه خودمان آن را كف سازى و آماده كنيم و عوايدش هم براى خودشان باشد و اگر روزى خواستند بسازند هم كمكشان خواهيم كرد، كه البته اين طرح توسط مدارس و مساجد مورد استقبال قرار گرفته كه با همان كاربرى خود و عوايد حاصل از آن اقدام به اين كار كنند.

 

نظر شما نسبت به مسائل فرهنگي و هنرى چيست؟

بسيار راغب و مشتاقم كه اين امر هر چه بيشتر در شهر اتفاق بيفتد تا چند سال گذشته هم بسيار مشاركت داشتيم و برنامه هايى را در همين پارك ملت برپا ميكرديم، اما حقيقت اين است كه براي برگزارى مراسم در فضاى باز درگيرى و مشكلات زيادى در حوزه اخذ مجوزهاى لازم وجود دارد.

 

روند فعاليت ها در بحث آبهاى زير سطحى به چه مرحله اي رسيده است؟

حقيقت اين است كه تفاسير مختلفى در اين موضوع وجود دارد، عده اي احداث كمربندى را دليل اين موضوع كه ظرف هفت هشت سال گذشته به وجود آمده ميدانند، عده اى بحث قنات را عامل ميدانند و نظرهاى مختلف، ضمن اينكه از نظر قانونى شهردارى متولى آبهاى سطحى و روان است، و آبهاى زير سطحى در حوزه آب منطقه اي است، حتي چاه هم كه حفر شود بايد مجوز آن از آب منطقه اي أخذ شود، انتظار ما اين است كه مطالعه درستي توسط آب منطقه اي در اين باره صورت پذيرد، البته اعتباراتى در اين خصوص تخصيص پيدا كرده، اما در حد توان خود ما نسبت به حفر هفت حلقه چاه و پمپاژ آن به منطقه پايين دست اقداماتى را انجام داديم، كه البته اين اقدام مقطعى است و اقدام صحيح و اساسي اين است كه توسط يك شركت متخصص مطالعه و علت يابى شود و در همان راستا دستگاه هاى متولى اعتبار لازم را جذب و اقدام كنند.

 

جناب آزموده يكى از سوالاتى كه در ذهن خودم به عنوان يك مراجعه كننده ادارى مطرح بوده، حضور شما در اين اتاق كوچك با لوازم ادارى كاملا ساده است، سؤالى كه همراه آن يك حس خوب هم از تصميم شما براى من و خيلى ها به همراه داشت، واقعا چه دليلى داشت؟ آن حس تعلق خاطر شما از سالهاى گذشته نسبت به اين اتاق يا نه فكر كردن به راحتى ارباب رجوع و مخاطبين؟ و  بالاخره همه شهرداران قبلى ما اتاق بزرگ و  ويژه شهردار به عنوان دفتر كار انتخاب كردند، ميشود خودتان بيشتر توضيح دهيد؟

(لبخندي ميزند و اينگونه ادامه ميدهد) صادقانه بگويم توضيحي نميخواهم بدهم كه تصور آينده نگرى در آن وجود داشته باشد چون بعد و آينده اى براى من وجود ندارد، من معتقدم كه اين انسان است كه به محيط ارزش و اعتبار ميدهد نه محيط و پيرامون به انسان، انصافا هيچ انگيزه خاصى از اين كار نبود كه بر خلاف همه شهرداران قبلي اقدام كردم، شايد بيشتر راحتي ارباب رجوع برايم مهم بود ضمن اينكه با ميز آن اتاق مد نظر شما فاصله زيادي بين من و مردم مي افتاد در حاليكه اصلا فاصله اي نبايد وجود داشته باشد و مبلمان اين اتاق را همين طور كه مي ببينيد تغييري ندادم، حتي كليد الكترونيكي پشت در همين اتاق هم از زمان گذشته است و من حتي روز خاصي را براي ملاقات تعيين نكردم و در هر روز و حتي هر مكان مردم بايد كارشان پيش برود كما اينكه خيلي اوقات پيش مي آيد كه در راهرو و حتي در محوطه باز شهرداري به اموراتي كه به من مراجعه مي شود رسيدگي مي كنم چون همانطور كه گفتم مبلمان و اتاق به شهردار كمكي نمي كند البته تعابير زيادي هم براي اين كار من داشتند ولي مهم انجام ماموريت و وظيفه اي بود كه شكر خدا انجام مي شود خب آن اتاق بزرگ ويژه شهرداران گذشته هم به عنوان اتاق جلسات لحاظ شد و اتفاقا مناسب اين كار هم هست.  و البته از سويى با انديشه جابجايى و تخليه اين ساختمان تفكرم اين بود كه نبايد هزينه اى براى آن انجام گيرد، چرا كه اين ساختمان اصلا ساختمان اداري نيست،حتى سفره خانه را هم راه اندازى كرديم در كنار اين ساختمان تا و فضا و بستر لازم براى تبديل اين ساختمان به موزه فراهم شود، هر چند كه در سال ٩٥ اين اتفاق نيفتاد، اما اميدواريم در ٩٦ اين امر محقق شود

 

در طى روز چند ساعت درگير كار هستيد؟

تقريبا همه وقت را از صبح تا شب، در منزل كه يا پاسخگوى تلفنها هستم، يا نامه هايى كه به منزل بردم را بايد بررسى كنم، ميتوانم بگويم تقريبا لحظه بدون كار ندارم، مثلا شب چهارشنبه سورى تا صبح نخوابيدم و گوش به زنگ بردم كه خداى نكرده اتفاقى نيفتد، بچه هاي ما با مشكلى مواجه نشوند

ضمن اينكه بگذاريد همين جا از همه شهروندان به خاطر برگزارى بي حادثه آن تشكر كنم، به هر حال در مديريت شهرى،هيچوقت شهردار نميتواند آرامش داشته باشد، چون هيچ احتمالى ناممكن نيست ، تصادف، زباله، آتش نشانى، يا سيلابهايى كه داشتيم، به هر حال شهر زاييده حوادث است و مديريت شهري هم نميتواند آرامش داشته باشد.

 

تلخ ترين حادثه دوران خدمت تان چه بوده؟

تلخ ترين حادثه دوران خدمت من مربوط ميشود به همان سيلاب سال ٩٣ ، كه فشار زيادي به روى بنده آورده، واقعا دوران سختي را گذرانديم، چون تكرارى و در همان منطقه بود و مردم انتظارش را نداشتند، همان دوران آرزويم اين بود كه اي كاش شهردار نبودم يا اين اتفاق را نميديدم، وقتي مراجعه ميكرديم به منطقه محرومي كه مردم با كمترين امكانات زندگي ميكردند،چطور همان زندگي ضعيف شان زير گل ولاى مدفون و تخريب شده واقعا شرمنده مردم بوديم، و تاسف ميخورديم از تكرار دوباره اين اتفاق، البته الان كارهاى خوبي در آن منطقه شده، شكر خدا.

 

و شيرين ترين خاطره؟

وقتى پروژه اى محقق ميشود و مردم تشكر ميكنند، مثلا همين دو هفته پيش يك خانه اى براى يك مددجو توسط كميته امداد ساخته و تقديم شد، كه سهم ما در آن پروانه، كارهاى ادارى يا ماسه اى بود جهت راه دسترسی، در همين حد. اما وقتى همان لبخند رضايت را ديديم بسيار لذت بخش بود، ما به مردم بسيار بدهكار هستيم، و روى آرامش را نميبينيم تا حق مردم را ادا كنيم، و تلاش ما اين است كه اگر مورد تشويق مردم قرار نميگيريم، كه حق ما هم نيست حداقل مورد غضب مردم نباشيم، حال اينكه مردم به ما لطف دارند و شده كه با شيريني وتشريف مى آورند، تا از آسفالت كوچه شان تقدير كنند، همان طور كه گفتم شيرين ترين خاطره من لبخند مردم است.

 

از وقت و زمانى كه در اختيار ما گذاشتيد تشكر ميكنيم و سال خوب و خوشى را براى شما آرزو ميكنيم.

من از شما تشكر ميكنم و اميد دارم در راستاى آگاهى بخشى و تنوير أفكار عمومى رسالت خود را به نحو احسن و شايسته انجام دهيد.

 

  نسخه چاپی

اخبار مرتبط




نظرات بیندگان

  یکتا
  08:52 - 1396/01/12
0           0
حمید ازموده. شهرداری کاربلد که باج به کسی نمیده

ارسال نظر





نظر شما

نظر شما بازدید کننده گرامی نسبت به نسخه آزمایشی سایت خبری تحلیلی الف پرس ؟


بسیار عالی
عالی
متوسط
ضعیف